تبليغاتX
دختر دریا

دختر دریا

دختر دریا

عكس

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

در هیاهوی دلت یاد دل من هم باش.

.
.
.
.
.
.یاد من نه
.
.
.
.
.
.یاد خود باش كه در آن جا دارى
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 18:51  توسط مژگان.فاطمه  | 

بنام حق

به نام حق
به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفريد.
و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بيدلي را ، ساختن خانه اي در دل.
و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش.
خدا ميگه من شب رو واسه آرامش بنده هام قرار دادم

او رفت و من نشناختمش . در تمام ميخكهاي سر هر ديوار، آواز غريبش را شنيدم
اما نشناختمش. همانگونه كه بغضهاي گاه و بيگاهم را نشناختم.
فقط آنقدر او را شناختم كه در سايه هاي افتاده به كلامش، به دنبال جاي پاي خدا باشم.

اينجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهاي او، حوض بي ماهيست.
شايد مزرعه اي باشد با زاغچه اي بر سر آن
زاغچه اي كه هيچكس جدي نگرفتش .
اينجا را هديه اش ميكنم. به آنكس كه براي سبدهاي پرخوابمان، سيب آورد.
حيف كه براي خوردن آن سيب، تنها بوديم . چقدر هم تنها ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 18:2  توسط مژگان.فاطمه  | 

دوباره

دوباره شروع می کنم با یاد خدا...به زودی...
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 10:51  توسط مژگان.فاطمه  | 

چقدر سخته

چقدر سخته تمام ارزوهات تمام رویاهات به باد فنا بره نفهمی چی شد چی به سرت اومد نفهمی از کجا

خوردی تا چشم باز میکنی میبینی کسیو که دوستش داشتی رو از دست دادی و نفهمی وندونی که

گناهو تقصیر کی بندازی خودت یا اون فقط دلت میخوات دیگه نباشی چون اون خواسته نباشی تمامه

شبو روزت بشه پر از آهو گریه ای که هیچ نتیجهای نداره واون نفهمه که تو چقدر دوستش داریو داشتی

خیلی سخته خیلی سخته خیلی سخته وبدتر از اون نتونی فراموشش کنی وهمینطور اخرین حرفایی رو

 که تقدیم تو کرد یادت نره حرفایی که در شان تو نبوده و نیست اما تو بازم میگی دوستش داری

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 23:42  توسط مژگان.فاطمه  | 

سلام.

سلام

 

سر سنگینی عیبی ندارد بهتر از این است که بشنوم غمگینی .به فرض که دوستم نداری نه خودم

 

 نه نامه هایم را ؛این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست.خودش کلی دلیل است.

 

راستی ممنون که به شکل معجزه آسای امسال روز تولدم یادت ماند.

 

شاید هم کسی یادت انداخت.

 

اما تبریکت به همه جزیره های کشف شده وشده دنیه می ارزید.

کلی ذوق کردم ،ببین دوست دارم یک چیزی را باور کنی زیبا !به خدا تو را به اندازه من دوست ندارد.بگو باورت شد

ننویس .با غصه تمامش می کنم فقط بخاطر اینکه می دانم کلاغ های قصه مادر بزرگ به خا نه ها یشان رسیدند.من وتو هم به هم میرسم.درستتت،یعنی هیچ وقت یعنی غیر ممکن است،یعنی   غیر ممکن ست یعنی هرگز

صحفه آخر را سفید  میگذارم تا مثلا فقط برای دلخوشیم تو جواب دهی با اینکه می دانم نمی دهی

به هرحال می توانیبرای سرگرمی خط خطی اش کنی یا از آن اسکلت های که وقتی خودکار یا مدادگیرت می آیید .

 

بکشی.دیگر حرفی نیست 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 23:53  توسط مژگان.فاطمه  | 

تقصیر دلم چیست

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 19:4  توسط مژگان.فاطمه  | 

شخصی را به جهنم می بردند

شخصی را به جهنم می بردند . در راه بر می گشت و به عقب خیره می شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببرید . فرشتگان پرسیدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او امید به بخشش داشت
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 19:1  توسط مژگان.فاطمه  | 

پرستوهای محبت

پرستوهای محبت از سرزمین دل انسان ها پر كشیده اند، به را ه های دور..
دیگر گلهای مهربانی در دل كسی جوانه نمی زند.
نشانی از عشق اگر هست، تنها رد پایی است.
آن هم سال هاست كه پوشیده شده، با برف های سرد و سنگین بی اعتنایی 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 18:59  توسط مژگان.فاطمه  | 

ناتمام رفتي

ناتمام رفتي !  ناتمام نا تمام !

كاش حاشيه ات  باقي نمي ماند در ياد من !

كاش بودن تو در حرفهاي باران زده ام ادامه نمي داشت!

كاش مهربانيت را از سفره ي دلم جمع مي كردي و مي بردي !

   تمام اشكهايم بوي دستهاي تو را ميدهد !

    حتي لبخندهاي گاه وبيگاهم !

       ناتمام رفتي ! تمام من

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 0:35  توسط مژگان.فاطمه 

شکستن

برای شکستن من اخم کافیه نیازی به فریادت نیست...

واسه اشک ریختنم سکوتت کافیه نیازی به قهر نیست...

برای مردنم حرفه رفتنت کافیه نیازی به انجامش نیست...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 0:29  توسط مژگان.فاطمه  |