تـوي قـانون جـدايي ، بـي تـو خـنده قـدغن شد/ رفــتي و هـق هـق گـريه،
از تو تـنها سهم من شد/ رفــتي و بي تـو بـريـدم ، از هــمه عـالـم و آدم/
بـاقـيه عـمرم و بي تـو، مـن بـه بـاد و گـريـه دادم/ رفتي و گرفتش از من ،
رفـتـنت هرچي كه داشتم/ كاشكي بودي وقت گريه، سر رو شونه هات
مي ذاشتم/ حـالا نـيستي كـه بـبـيني، بي تـو سـرد روزگـارم/ مـثل
مـحكوم بـه گـريه ، حـق خـنـديدن نـدارم
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 |
